داشتن درباره ی زندگی حرف میزدن . مشخصن صحبت های پراکنده ی دو تا رفیق که چند دقیقه از ماه رو مهمون همدیگه شدن . من همونطور که حواسم به آتاشغالای چیده جلوش بود و داشتم ویشگالشون میکردم ، به عنوان فضول ماجرا جواب های فرضی میدادم . هر از چند گاهی ام یه چیزی میگفتم که یه آنتراکی به مزخرفاتشون بدم .
داشت میگفت آدم استعداد هر گوه خوری ای رو داره ( میخواستم بگم : میشه استعدادتو نشون بدی ، با گوه من ام شروع کنی ؟ ) فقط باید بره توش ( من لبخند زدم ) ، میدونی یه درگیری با اصل ماجرا . من خودم که تاتر رو شروع کردم اصلن فکر نمیکردم به اینجا برسم ( مگه کجا بود الان ؟! ) ...
-آقا این فندکتون رو چند میفروشید ؟ این فندک چخماخ نداره ،
+( نگاه با ابرو های بالا انداخته و یه وری به من ) دو تومن ...
ادامه داد : فقط باید خودتو کشف کنی . متاسفانه تو کشو ما مردم درک درستی از روابط و آینده ندارن ( آقای جامعه شناس نسخه هفتاد ملیون نفر رو پیچید و یه لیوان آب ام روش ) ...
-آقا این قاب عکس جنسش چیه ؟ ( فرقی ام داره ؟ )
+عاج فیل . کار تایلنده ( دست تایلند درد نکنه ) ...
اینا رو که من میگم شاید برات سخت باشه پذیرشش ، ولی تجربه ی منه تو این چند سالها ( لغت "اندک" قبل از تجربه باعث میشد من سرم رو بلند نکنم و سنش رو تخمین بزنم ) ...
-آقا اگه این دوربین پولارویده خراب باشه پس ام میگیری ؟ ( لبخندم زد یه نگا ام به دوستش کرد که : داداشمونو ! ما از اون که فک کردی زرنگ تریم )
+کار میکنه داداش ، کار میکنه . اگه اعتماد نداری بر ندار .
-من مطمئنم کار میکنه منتها میخوام بدونم آدم با عشقی ( که یه ریز گلشعر میبافه ) مثل شما چقدر صداقت ام تو کارشه . تو همه حرفایی که زدی من فقط صداقت دیدم . خواستم از دهنتون بشنوم و با خیال راحت این رهترین دوربین پولاروید دنیا رو بخرم .
دستمال کاری من خیلی تابلو تر از اونی که تو ذهنم بود از کار در اومد و دوستمون به ابعاد اُسکل شدگیش پی برد به سرت ( جز اینم مد نظرم نبود ) .
+بردارش . خرابه ولی برش دار مال خودت .
کمبود محبت داشت آقا صابر ( اسمش این بود ) . پشیمون بودم که این همه دری وری نثارش کردم .
پس نوشت : ویشگال همون جوریدن میشه . لغتش جذابه .