نامه هایی از زنی ناشناس
دوشنبه
این آدم ها که گذشته ی خودشون رو به طور کامل پاک میکنند رو درک باید کرد . اگر نمیشه ، حد اقلش اینه که کاری به کارشون نباید داشت . شاید دارن چیزی رو از نو میسازن .
پاسپورتم داره آماده میشه . اولین برنامه سفر واسه ترکی رو چیدم . حالا باید به فکر جاهای دیگه باشم و نقاط نرفته . از موندن چیزی در نمیاد واسه من .
ارباب هر روز حالش داره بهتر میشه . الان فقط برای بلند شدن از تخت کمک میخواد . همه کارش رو تقریبن خودش انجام میده .
هر روز اسکریپت روزانه می نویسم که چه کنم و چه نکنم . بعد شب میسبینم چقدر فرق داره قضیه ! بعد یه توضیحی می نویسم که چی فکر میکردیم و چی شد ...
چی فکر میکردیم و چی شد ...
کل حقوق متن های نوشته شده در این وبلاگ برای زن ناشناس بی ارزش اند